ترجمه "portrett" به فارسی

تصویر, نقاشی, پرتره بهترین ترجمه های "portrett" به فارسی هستند.

portrett
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • تصویر

    noun neuter

    Så jeg tok fire portretter av folk fra Le Bosquet.

    بعد من چند تا تصویر از مردم Le Bosquet گرفتم.

  • نقاشی

    noun neuter
  • پرتره

    noun neuter

    Som å fakse portrettet sitt fra det hinsidige.

    مثل درست کردن يک پرتره از زندگي پس از مرگ

  • چهرهنگاری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " portrett " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "portrett" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "portrett" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه