ترجمه "pris" به فارسی
قیمت, ارزش, جایزه بهترین ترجمه های "pris" به فارسی هستند.
pris
masculine
دستور زبان
-
قیمت
nounGrunnen til det var blant annet den høye prisen.
تا حدّی دلیل در دسترس نبودن این طومارها قیمت گزاف آنها بود.
-
ارزش
noun masculineMen vi kan være sikker på at Jehova setter pris på deres helhjertete tjeneste også.
با این حال، اطمینان داریم که یَهُوَه برای خدمت از دل و جان آنان نیز ارزش قائل است.
-
جایزه
noun masculineMen det er hyggelig at nesten alle som tilbys prisen velger å ta i mot den.
خوشبختانه برای ما، تقریباً همه کسانی که جایزه به آنها پیشنهاد می شود قبول می کنند.
-
ترجمه های کمتر
- ستایش
- بها
- صدور صورتحساب
- فی
- هزینه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pris " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "pris"
عباراتی شبیه به "pris" با ترجمه به فارسی
-
جایزه گلدن گلوب
-
جایزه نوبل اقتصاد
-
جایزه هانس کریستین آندرسن
-
جایزه تورینگ
-
در ستایش دیوانگی
-
جایزه گنکور
-
ارج نهادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن