ترجمه "prosess" به فارسی
آئین دادرسی, روند, فرآیند بهترین ترجمه های "prosess" به فارسی هستند.
prosess
دستور زبان
-
آئین دادرسی
-
روند
Nounتناوب انجام کار
Men det å lære om Gud er ikke en rent intellektuell prosess.
امّا به خاطر داشته باش که شناختن خدا صرفاً یک روند هوشمندانه یا فکری نیست.
-
فرآیند
Noun nounSom jeg sa, det er en veldig vanskelig prosess å forestille seg dette.
همونطور که گفتم تصور کردن این، یک فرآیند بسیار سخته.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prosess " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Prosess
-
فرآیند
nounProsessen rundt oppdagelse, generelt sett, er inspirert av naturen.
به طور کلی ،در فرآیند کشف از طبیعت الهام گرفته می شود.
عباراتی شبیه به "prosess" با ترجمه به فارسی
-
فرسایش بادی
-
فرایند تصادفی
-
فرآیند شیمیایی
-
فرآیند بیدررو
-
فرآیند همحجم
-
فرآیند ترمودینامیکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن