ترجمه "prostitusjon" به فارسی
تنفروشی, روسپیگری بهترین ترجمه های "prostitusjon" به فارسی هستند.
prostitusjon
-
تنفروشی
-
روسپیگری
noun masculineTemplene fremmet rituell prostitusjon, og i forbindelse med tilbedelsen av slike demonguder som Ba’al og Molek ble barn brent levende på offerbål.
رهبران مذهبیشان روسپیگری را ترویج میدادند. کنعانیان همچنین خدایان دیوصفت از قبیل بَعْل و مولک را میپرستیدند و برای آنان کودکانشان را زندهزنده قربانی میکردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prostitusjon " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن