ترجمه "protokoll" به فارسی
پروتکل, قرارداد بهترین ترجمه های "protokoll" به فارسی هستند.
protokoll
noun
masculine
دستور زبان
-
پروتکل
Det lønner seg visst å ha riktig protokoll når man ber om artilleri.
من فکر ميکنم وقتي فرمان آتش ميدي بايد پروتکل صحيح رو استفاده کني.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " protokoll " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Protokoll
-
قرارداد
nounProtokollen eller tjeneren støtter kanskje ikke gjenopptatte overføringer
ممکن است قرارداد یا کارساز ازسرگیری پرونده را پشتیبانی نکند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن