ترجمه "radar" به فارسی
رادار ترجمه "radar" به فارسی است.
radar
دستور زبان
-
رادار
nounVi ser noe på radaren over målet, sir.
ما يه چيزي روي رادار درست در محل اصابت داريم ، قربان.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " radar " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "radar" با ترجمه به فارسی
-
رادار زمیننفوذ
-
رادار دهانه ترکیبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن