ترجمه "rav" به فارسی

کهربا, عنبر بهترین ترجمه های "rav" به فارسی هستند.

rav neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • کهربا

    noun

    Blir rav borte, har de knokler.

    حتي اگه معادن کهربا تموم بشه ، بازم استخوان هايي دارن...

  • عنبر

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rav " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "rav"

اضافه کردن

ترجمه های "rav" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه