ترجمه "ren" به فارسی

محض, ناب, پاک بهترین ترجمه های "ren" به فارسی هستند.

ren دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • محض

    adjective

    De utvanner rene sannheter med tradisjoner og menneskelige filosofier.

    آنان حقایق محض را با آداب و رسوم و فلسفههای بشری تضعیف میکنند.

  • ناب

    adjective

    Emily sa at hver dag sammen med meg hadde vært ren redsel.

    امیلی بهم گفت هر روزی که باهام میگذرونده وحشت ناب رو تجربه کرده

  • پاک

    adjective

    Han berøver henne en moralsk ren stilling og en god samvittighet.

    وی آن زن را از عفت و وجدانی پاک محروم میسازد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ren " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "ren" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ren" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه