ترجمه "revisor" به فارسی
حسابدار, حسابرس مقرریها, ذی حساب بهترین ترجمه های "revisor" به فارسی هستند.
revisor
-
حسابدار
noun masculineHva sier revisoren til en pizzaregning på 8000 dollar.
وقتی حسابدار بفهمه برای اقامت یک شب 8000دلار خرج پیتزا شد ، چه واکنشی نشون میده ؟
-
حسابرس مقرریها
-
ذی حساب
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " revisor " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن