ترجمه "roe" به فارسی

چغندر ترجمه "roe" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: La ting roe seg. ↔ بيخيالـِـش بشم.

roe
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • چغندر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " roe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "roe" با ترجمه به فارسی

  • قایقران روئینگ
  • ro
    آرامش · استراحت · خاموشی · سکوت · صفا
اضافه کردن

ترجمه های "roe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

La ting roe seg.
بيخيالـِـش بشم.
Kanskje han drakk før han kom, for å roe nervene. Ja.
شايد قبل از اينکه بيايد پايين براي اروم کردن اعصابش چندتا نوشيده.
Vi tok med en av vennene for å prøve å roe ham ned.
ما دوست ـش رو آوردیم تا اون رو آروم کنه.
Hvis vi blir sinte på grunn av noe andre sier, bør vi roe oss ned så vi ikke gir igjen med samme mynt.
اگر شخصی با سخن خود خشم ما را برانگیخت، بگذار ‹خونسردی خود را حفظ کنیم› و دست به عملی تلافیجویانه نزنیم.
Du må roe deg ned, ok?
ببین ، باید آروم بگیری