ترجمه "rot" به فارسی
ریشه, سرچشمه, ریشه عدد بهترین ترجمه های "rot" به فارسی هستند.
rot
masculine
دستور زبان
Del av plante som er under jorden
-
ریشه
nounریشه افشان
Når fordommene først har slått rot, kan de gjøre folk blinde for de faktiske forhold.
وقتی تبعیض در افکار مردم ریشه بکند، میتواند آنان را نسبت به حقایق کور سازد.
-
سرچشمه
noun(Le livre des religions) Selv om fødselsdagsfeiringer i dag betraktes som en harmløs skikk, har de i virkeligheten sin rot i hedensk gudsdyrkelse.
با اینکه جشن تولد امروزه به عنوان یک رسم دنیوی بیضرر در نظر گرفته میشود، اما در واقع از کفر یا بتپرستی سرچشمه گرفته است.
-
ریشه عدد
noun masculine -
پیاز
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rot " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "rot"
عباراتی شبیه به "rot" با ترجمه به فارسی
-
ریشه تابع
-
ریشه عدد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن