ترجمه "rust" به فارسی

زنگ, زنگ زدن, زنگار بهترین ترجمه های "rust" به فارسی هستند.

rust masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • زنگ

    noun

    Ordet «rust» sikter til det at den materielle rikdommen ikke er blitt brukt på en god måte.

    «زنگ» نشانگر این است که از ثروت مادی استفادهٔ صحیح بعمل نیامده است.

  • زنگ زدن

    verb

    Det er som om den grønne rusten påvirker dem.

    انگار که زنگ زدن سبز رنگ روشون تاثير گذاشته

  • زنگار

    noun masculine

    Vi kan ikke fjerne et rustangrep fra metall bare ved å børste vekk rusten.

    فقط با پاک کردن زنگزدگی به وسیلهٔ یک برس، زنگار از فلز دور نمیشود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rust " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "rust"

عباراتی شبیه به "rust" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rust" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه