ترجمه "ruter" به فارسی

رهیاب, مسیریاب, روتر بهترین ترجمه های "ruter" به فارسی هستند.

ruter
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • رهیاب

    noun masculine
  • مسیریاب

  • روتر

    noun masculine

    Jeg har en mobil ruter.

    برات يه موبايل روتر گرفتم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ruter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ruter

Ruter (kortspill)

+ اضافه کردن

"Ruter" در فرهنگ لغت نروژی بوک‌مُل - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ruter در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "ruter" با ترجمه به فارسی

  • Rut
    کتاب روت
  • جریان معمولی · خط سیر · چهارچوب
اضافه کردن

ترجمه های "ruter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه