ترجمه "sau" به فارسی
گوسفند, قوچ, میش بهترین ترجمه های "sau" به فارسی هستند.
sau
masculine
دستور زبان
-
گوسفند
nounAbel bestemte seg derfor for å frambære noen sauer av flokken sin.
پس هابیل از گلهٔ خود چند گوسفند را آمادهٔ قربانی کرد.
-
قوچ
noun -
میش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sau " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "sau"
عباراتی شبیه به "sau" با ترجمه به فارسی
-
شاون گوسفند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن