ترجمه "se" به فارسی

دیدن, بین, دیدَن بهترین ترجمه های "se" به فارسی هستند.

se دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • دیدن

    verb

    Det å se sin Sønn være fullstendig trofast var imidlertid noe han fant stort behag i.

    اما آنچه مایهٔ خوشنودی و «پسند» یَهُوَه شد دیدن وفاداری مطلق پسرش بود.

  • بین

    adposition verb noun

    En splittet pøbelflokk ville ikke på langt nær være farlig.

    اگر بین آن گروه از مردم تفرقه میافتاد خطر کمتری لوط و خانوادهاش را تهدید میکرد.

  • دیدَن

  • ترجمه های کمتر

    • نگاه کردن
    • نگریستن
    • ديدَن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " se " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

Se

Se, hun snakker også [..]

+ اضافه کردن

"Se" در فرهنگ لغت نروژی بوک‌مُل - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Se در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "se" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "se" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه