ترجمه "sebra" به فارسی

گورخر, گوراسب, gurekhar بهترین ترجمه های "sebra" به فارسی هستند.

sebra masculine دستور زبان

Stripete hovdyr

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • گورخر

    noun

    Sort og hvite striper. Hvit kropp og sorte striper.

    Da jeg var liten, ville jeg være en sebra.

    وقتی کوچیک بودم دوست داشتم یه گورخر باشم.

  • گوراسب

    noun
  • gurekhar

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • راه راه
    • زبرا
    • گورخر آفریقایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sebra " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "sebra"

اضافه کردن

ترجمه های "sebra" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه