ترجمه "sensor" به فارسی
حسگر ترجمه "sensor" به فارسی است.
sensor
-
حسگر
Vi anbefaler å instille sensorene til en lettere vekt.
که حسگر ها رو از اول و جوري تنظيم کنيم که به وزنِ کمتري حساسيت نشون بدن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sensor " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "sensor" با ترجمه به فارسی
-
حسگر بیولوژیکی
-
حسگر الکتریکی
-
حسگر مکان و دیگر حسگرها
-
حسگر شناسایی فرکانس رادیویی
-
حسگر مکانیکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن