ترجمه "siden" به فارسی
قبل, پیش, از بهترین ترجمه های "siden" به فارسی هستند.
siden
-
قبل
adjectiveFor mange år siden jobbet du med faren min.
گوش کن ، چندين سال قبل تو با پدرم روي يه پرونده کار کردين.
-
پیش
adverbJeg møtte deg for bare ei uke siden.
من تو رو حدود یه هفته پیش دیدم.
-
از
adpositionJeg har ikke tatt røntgen siden jeg blekte tennene.
از وقتي که دندون هام رو سفيد کردم با اشعه عکش نگرفتم.
-
ترجمه های کمتر
- از آنجایی که
- از زمانی که
- بعد
- سپس
- پس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " siden " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "siden" با ترجمه به فارسی
-
شراب سیب
-
کتاب اول
-
اَخیراً · به تازگی · چَند روز پیش
-
اندازه · خواص · رویه · سمت · سوی · شهرت · صحفه · صفحه · صَفحِه · ضلع · طرف
-
رویه · صفحه
-
از طرف ديگر
-
مجاور · همسایه · کنار
-
تصویر موزاییکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن