ترجمه "skallet" به فارسی
کچل, طاس, کل بهترین ترجمه های "skallet" به فارسی هستند.
skallet
دستور زبان
-
کچل
adjectiveDet neste er vel at jeg blir skallet.
اولين کارمم اينه که بايد کچل کنم.
-
طاس
adjective -
کل
adjectiveNeste gang burde du så frø over hele skallen.
ميدوني. دفعه ي بعد بايد کل سرت رو از اون طعمه هاي پشمالو بذاري.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skallet " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "skallet" با ترجمه به فارسی
-
خلال · نرده چوبی · پوست · پوست خام · پوست کندن · کندن
-
شل
-
اکراس کچل شمالی
-
جمجمه · کله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن