ترجمه "skitten" به فارسی

cherkin, کثیف, غیر سالم بهترین ترجمه های "skitten" به فارسی هستند.

skitten
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • cherkin

    adjective
  • کثیف

    adjective

    Og forresten, en nyere studie viser at mødre foretrekker lukten av de skitne bleiene til sin egen baby.

    و اتفاقا یک مطالعهٔ جدید نشان میدهد که مادرها بوی کهنههای کثیف کودک خودشان را ترجیح میدهند.

  • غیر سالم

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • ناپاک
    • نجس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skitten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "skitten" با ترجمه به فارسی

  • خاک و خل · پخ · چرک · ککه · گه
اضافه کردن

ترجمه های "skitten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه