ترجمه "skumring" به فارسی
گرگومیش, شفق, دخش بهترین ترجمه های "skumring" به فارسی هستند.
skumring
noun
masculine
دستور زبان
-
گرگومیش
noun masculineI skumringen ringte vi så med skipsklokken.
هوا که گرگومیش میشد، بوق کشتی را به صدا در میآوردیم.
-
شفق
noun masculine -
دخش
noun masculine -
شبانگاه
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skumring " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "skumring"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن