ترجمه "skyte" به فارسی

تیراندازی کردن, زدن, سبز شدن بهترین ترجمه های "skyte" به فارسی هستند.

skyte دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • تیراندازی کردن

    verb

    Kanskje begynte noen å skyte da de ikke skulle.

    شاید یه نفر تیراندازی کرده درصورتی که نباید انجام می داده.

  • زدن

    verb

    Vi fikk tre fly blir hydrauliske pumper skutt.

    سه هواپيما رو داريم ، پمپ هاي روغني بيرون زدن

  • سبز شدن

    verb
  • شلیک کردن

    verb

    Noen skjøt dekkene mine i filler nær Odessa.

    نزدیک اودیسا یکی به چرخ ماشینم شلیک کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skyte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "skyte" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "skyte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه