ترجمه "slag" به فارسی

نبرد, نوع, گونه بهترین ترجمه های "slag" به فارسی هستند.

slag neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • نبرد

    noun neuter

    sammenstøt mellom to fiendtlige styrker

    Og se, Antipus’ hærstyrker hadde innhentet dem, og et fryktelig slag hadde begynt.

    و اینک بنگر، لشکریان آنطیپوس به آنها رسیده بودند و نبرد هراس انگیزی آغاز شده بود.

  • نوع

    noun neuter

    Hemmelige selskaper av dette slaget utgjør vanligvis ingen trussel mot andre.

    این نوع گروههای سری معمولاً تهدیدی برای افراد غیرعضو نیستند.

  • گونه

    noun neuter

    Nephis plater, som var av to slag, de små og de store plater.

    ورقه های نیفای، که دو گونه بودند: ورقه های کوچک و ورقه های بزرگ.

  • ترجمه های کمتر

    • انواع
    • بشر
    • تیپ
    • ردا
    • سکته مغزی
    • ضربه
    • قسم
    • پیکار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slag " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "slag"

عباراتی شبیه به "slag" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "slag" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه