ترجمه "slave" به فارسی

برده, بردَه, بنده بهترین ترجمه های "slave" به فارسی هستند.

slave دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • برده

    noun

    Rettssaker foregikk på en ordnet måte. Også slaver kunne få sine saker opp for domstolene.

    اجرای داوری به طور منظم انجام میشد و درِ دادگاه حتی به روی بردگان نیز باز بود.

  • بردَه

    noun masculine
  • بنده

    noun

    Han var «mild av sinn og ydmyk av hjerte», og han kalte sine etterfølgere «venner», ikke «slaver».

    او «حلیم و افتادهدل» بود و پیروان خویش را به جای «بنده»، «دوست» میخواند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slave " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "slave"

عباراتی شبیه به "slave" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "slave" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه