ترجمه "smal" به فارسی
تنگ, باریک بهترین ترجمه های "smal" به فارسی هستند.
smal
دستور زبان
-
تنگ
adjectiveDisse bidragsbøssene ble kalt trompeter fordi de var smale øverst og brede nederst.
این صندوقها را شیپور میخواندند، زیرا شکلی شیپورمانند داشت، صندوقهایی پهن با دهانهٔ تنگ.
-
باریک
adjectivePlast har overlappende tettheter over et smalt område.
پلاستیک ها دارای تراکم های هم پوشان در یک محدوده بسیار باریک هستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " smal " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن