ترجمه "smile" به فارسی
خندیدن, شکفتن, لبخند زدن بهترین ترجمه های "smile" به فارسی هستند.
smile
دستور زبان
-
خندیدن
verbMin hustru smiler sikkert.
“همسر من حتماً در حال خندیدن است.
-
شکفتن
verb -
لبخند زدن
verbDu bruker nesten halvparten av disse når du smiler.
ما هنگام لبخند زدن حدود نیمی از ماهیچههای صورت خود را به کار میگیریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " smile " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "smile"
عباراتی شبیه به "smile" با ترجمه به فارسی
-
تبسم · دام · دندان نمایی · لبخند · لبخند بزن · پوزخند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن