ترجمه "sort" به فارسی

سياه, سیاه بهترین ترجمه های "sort" به فارسی هستند.

sort

slag, type

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • سياه

    noun

    Når sorte lever i elendighet, blir ingen sjarmert.

    وقتي که سياه پوستا تو فقر و کثافت زندگي مي کنند ، کسي طرفشون نمياد.

  • سیاه

    noun

    Han er familiens sorte får.

    او گوسفند سیاه خانواده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sort " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "sort"

عباراتی شبیه به "sort" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sort" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه