ترجمه "spion" به فارسی

جاسوس, اپیشه بهترین ترجمه های "spion" به فارسی هستند.

spion
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • جاسوس

    noun

    Du er voksen, og jeg er ingen spion.

    تو يه زنِ بالغي و من هم جاسوس نيستم.

  • اپیشه

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "spion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه