ترجمه "stadion" به فارسی

ورزشگاه, استادیوم, مرحله بهترین ترجمه های "stadion" به فارسی هستند.

stadion
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • ورزشگاه

    noun

    Dette er Ol'Redhead som snakker fra høyt oppe på Ebbets Field-stadion.

    پيرمرد موقرمز هستم که از جايگاه مخصوصِ ورزشگاه " ابتز " واستون گزارش ميکنم.

  • استادیوم

    noun neuter
  • مرحله

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stadion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "stadion" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stadion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه