ترجمه "stall" به فارسی
اصطبل, طویله بهترین ترجمه های "stall" به فارسی هستند.
stall
-
اصطبل
nounJeg tror det kommer fra stallen, for man kan høre flyene.
که فکر ميکنم اصطبل ها هستش براي اينکه صداي هواپيماها رو مي شنوي.
-
طویله
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stall " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن