ترجمه "stoff" به فارسی
پارچه, قماش, محصول بهترین ترجمه های "stoff" به فارسی هستند.
stoff
دستور زبان
-
پارچه
noun neuterKanskje fôret han dem med stoff eller skinn.
شاید یوغها را با پارچه یا چرم، آستر میکرد.
-
قماش
noun neuter -
محصول
noun neuter
-
ترجمه های کمتر
- مطلب
- پارچه بافته
- پارچه، قماش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stoff " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "stoff" با ترجمه به فارسی
-
چربیدوست
-
کارسینوژن
-
روانگردان
-
مواد با منشا زیستی
-
هیدروژن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن