ترجمه "stol" به فارسی
صندلی, کرسی, نشست و برخاست کوتاه بهترین ترجمه های "stol" به فارسی هستند.
stol
masculine
دستور زبان
møbel
-
صندلی
nounNei, men du virker som typen som ikke lar stoler gå til spille.
اینطور فکر میکنی که من حتی ارزش نشستن روی صندلی رو هم ندارم.
-
کرسی
noun masculineJesus pekte på deres åndelige forderv da han sa: «De skriftlærde og fariseerne har satt seg på Mose stol.
عیسی فساد روحانی آنان را خاطرنشان کرد، هنگامی که گفت: «کاتبان و فریسیان بر کرسی موسی نشستهاند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stol " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
STOL
-
نشست و برخاست کوتاه
تصاویر با "stol"
عباراتی شبیه به "stol" با ترجمه به فارسی
-
صندلی الکتریکی
-
فنوده · مغرور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن