ترجمه "straffe" به فارسی

ادب کردن, مجازات کردن, تحریم بهترین ترجمه های "straffe" به فارسی هستند.

straffe دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • ادب کردن

    verb

    Unngå derfor å gjøre familiestudiet til en anledning til å tukte og straffe.

    بنابراین از زمان مطالعه برای ادب کردن و تنبیه کردن استفاده نکنید.

  • مجازات کردن

    verb

    Finner, og så straffer Ali Thorntons virkelige drapsmann.

    پيدا کردن و بعد مجازات کردن قاتل " الي " ثورنتون

  • تحریم

    verb
  • کیفر دادن

    verb

    7 Guds rettferdighet blir ikke bare tilkjennegitt ved den måten han straffer overtredere på.

    ۷ عدل خدا را نباید فقط در کیفر دادن خطاکاران جست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " straffe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "straffe" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "straffe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه