ترجمه "sult" به فارسی
گرسنگی, گرسنگی شدید بهترین ترجمه های "sult" به فارسی هستند.
sult
دستور زبان
-
گرسنگی
noun masculineFlere hundre millioner andre har dødd av sult og sykdom.
صدها میلیون نفر دیگر در اثر گرسنگی و بیماری جان سپردهاند.
-
گرسنگی شدید
Samaria var beleiret av syrerne, som sultet ut innbyggerne.
ارتش فاتح سوریه راه ورود غذا را به سامره بسته بود و مردم در قحطی و گرسنگی شدید به سر میبردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sult " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "sult" با ترجمه به فارسی
-
گرسنه
-
گرسنه هستم · گرسنهام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن