ترجمه "sump" به فارسی

باتلاق, خلاب, خلاش بهترین ترجمه های "sump" به فارسی هستند.

sump دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • باتلاق

    Andre konger sa jeg var dum som bygget slottet i sumpen.

    پادشاهان ديگر مي گفتند من احمق بوده ام که قصررو بر روي باتلاق ساختم

  • خلاب

    noun neuter
  • خلاش

    noun neuter
  • مانداب

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sump " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sump" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه