ترجمه "svak" به فارسی

ضعیف, نرم, نزار بهترین ترجمه های "svak" به فارسی هستند.

svak دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • ضعیف

    adjective

    Først ignorerte jeg det bare, men etter hvert ble troen min svakere og svakere.

    اما این موضوع را زیاد جدّی نگرفتم و رفتهرفته ایمانم ضعیف و ضعیفتر شد.

  • نرم

    adjective

    Jeg prøver å kompensere fordi jeg er svak og ynkelig.

    اينجوري ضعيف بودن و نرمي رو جبران ميکنم.

  • نزار

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " svak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "svak" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "svak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه