ترجمه "svulst" به فارسی
تومور, غده, ورم بهترین ترجمه های "svulst" به فارسی هستند.
svulst
دستور زبان
-
تومور
nounهرگونه توده یا برامدگی داخل یا روی سطح بدن
Og som en svulst, gror fett når blodkarene gror.
و مانند تومور بافت چربی هنگامی رشد می کند که رگ های خونی رشد کنند.
-
غده
nounMen barnepiken må se moren få fjernet en godartet svulst i Ohio.
و دايه بچه هم رفت پيش مادرش به اوهايو تا غده مادرش رو جراحي کنند
-
ورم
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " svulst " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن