ترجمه "tarm" به فارسی
روده, تنگه, دل و روده بهترین ترجمه های "tarm" به فارسی هستند.
tarm
دستور زبان
-
روده
nounJeg fikk i oppgave å rengjøre tarmene.
اونجا مجبورم ميکردن که روده تميز کنم.
-
تنگه
noun masculine -
دل و روده
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tarm " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "tarm" با ترجمه به فارسی
-
روده
-
سندرم روده تحریکپذیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن