ترجمه "tenne" به فارسی
افروختن, روشن کردن بهترین ترجمه های "tenne" به فارسی هستند.
tenne
دستور زبان
-
افروختن
verbJesus fortsetter: «Ingen tenner en oljelampe og gjemmer den eller setter den under en kurv. Nei, man setter den på lampestaken.»
سپس عیسی گفت: «بعد از افروختن چراغ، کسی آن را مخفی نمیکند یا زیر سبد نمیگذارد، بلکه آن را روی پایه میگذارد.»
-
روشن کردن
verbMange tusen stearinlys var tent til hennes ære.
همهٔ این شمعها، هزاران شمع که مردم برای تکریم آن روشن کرده بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tenne " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "tenne" با ترجمه به فارسی
-
شهوتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن