ترجمه "ti" به فارسی
ده, دَه, dah بهترین ترجمه های "ti" به فارسی هستند.
ti
دستور زبان
-
ده
Cardinal numberNick skylder meg ti dollar.
نیک به من ده دلار را برگرداند.
-
دَه
determinerHan lot landet bli hjemsøkt av ti plager og viste derved sin makt på en forbausende måte.
با آوردن دَه بلا در آن سرزمین، قدرت یَهُوَه به طریقهای گوناگون و حیرتانگیز نشان داده شد.
-
dah
determiner -
۱۰
determinerTragedien ble enda større da alle de ti barna hans døde i en storm.
ضربهٔ بعدی، کشتن هر ۱۰ فرزند ایّوب در طوفان بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ti " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "ti" با ترجمه به فارسی
-
دهم
-
خفه شدن · خفه کردن
-
تساویشکنی
-
ده فرمان
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن