ترجمه "tid" به فارسی
زمان, وقت, بار بهترین ترجمه های "tid" به فارسی هستند.
tid
دستور زبان
-
زمان
nounMed tiden vil dere kunne hjelpe andre å gjøre det samme.
با گذشت زمان شما قادر خواهید بود به دیگران کمک کنید که آن را هم انجام دهند.
-
وقت
nounDu hadde rikelig med tid.
تو وقت زیادی داشتی.
-
بار
nounMen det tok ikke lang tid før de høye månedlige avdragene ble en tung byrde for dem.
چیزی نگذشت که زیر بار سنگین اقساط کمر خم کردند.
-
ترجمه های کمتر
- دفعه
- مرتبه
- موقع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tid " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "tid" با ترجمه به فارسی
-
سپری شده
-
زمانی برای مستی اسبها
-
پیشاتاریخ
-
تاریخ مدرن
-
وقت طلاست
-
همیشه
-
هر از گاهی · گاه به گاه · گهگاه
-
زمان نجومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن