ترجمه "tidsalder" به فارسی

دوران, دوره بهترین ترجمه های "tidsalder" به فارسی هستند.

tidsalder
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • دوران

    noun

    historisk periode

    Husk at dette ikke bare er slutten på en lang krig, men begynnelsen på en ny tidsalder.

    به ياد داشته باشيد ، اين فقط پايان يک جنگ طولاني نيست ، بلکه شروع دوران جديدي است.

  • دوره

    noun masculine

    Din planet er på vei inn i sin genetiske tidsalder.

    سیاره شما تازه داره وارد دوره ژنتیکیش میشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tidsalder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tidsalder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه