ترجمه "tilfreds" به فارسی
خرسند, خشنود, خوشنود بهترین ترجمه های "tilfreds" به فارسی هستند.
tilfreds
-
خرسند
adjectiveHan satte deg på prøve og er tilfreds med deg.
او تو را امتحان کرد و از تو خرسند است
-
خشنود
adjectiveAbraham dør «i en god alderdom, gammel og tilfreds»
ابراهیم در سن بالا خشنود و راضی درگذشت
-
خوشنود
adjectiveHun er tilfreds med å kunne støtte ham og samarbeide med ham.
او از اینکه حامی شوهرش باشد و با او همکاری کند خوشنود است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tilfreds " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "tilfreds" با ترجمه به فارسی
-
ازخودراضی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن