ترجمه "time" به فارسی
ساعت, ساعت (زمان) بهترین ترجمه های "time" به فارسی هستند.
time
دستور زبان
tidsrom på 60 minutter
-
ساعت
nounJeg tilbrakte tolv timer på toget.
من دوازده ساعت را در قطار سپری کردم.
-
ساعت (زمان)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " time " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Time
proper
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Time" در فرهنگ لغت نروژی بوکمُل - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Time در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "time" با ترجمه به فارسی
-
آمپر ساعت
-
تیم برتون
-
فاینانشیال تایمز
-
کیلومتر بر ساعت
-
آمپر ساعت
-
زمان هماهنگ جهانی
-
نیویورک تایمز
-
میدان تایمز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن