ترجمه "tiss" به فارسی
جیش, شاش، جیش، ادرار بهترین ترجمه های "tiss" به فارسی هستند.
tiss
دستور زبان
urin
-
جیش
noun neuter" Fælt å tisse mens hun stønnet "
" موقع ای که داره ناله می کنه جیش کردن خیلی سخت ـه "
-
شاش، جیش، ادرار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tiss " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "tiss" با ترجمه به فارسی
-
ادرار · بول · شاشیدن · پی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن