ترجمه "tragedie" به فارسی
تراژدی, فاجعه, مصیبت بهترین ترجمه های "tragedie" به فارسی هستند.
tragedie
-
تراژدی
nounPrivatlivet hans var preget av tragedie.
زندگی شخصیش تراژدی بود
-
فاجعه
noun masculineDet kan få krig til å virke som en tragedie eller farse.
می تونه جنگ رو مثل یک فاجعه نشون بده یا یک نمایش مسخره.
-
مصیبت
noun masculineDet betyr at det finnes en verden der tragedien ikke skjedde.
که یعنی یه دنیایی اون بیرون هست جایی که هیچکدوم از این مصیبت ها توش رُخ نمیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tragedie " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "tragedie" با ترجمه به فارسی
-
تراژدی منابع مشترک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن