ترجمه "tunnel" به فارسی

تونل, نقب بهترین ترجمه های "tunnel" به فارسی هستند.

tunnel
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • تونل

    noun

    passasje under bakken

    Lenge før vi nådde enden av tunnelen, behøvde jeg ikke lenger mine venners hjelp.

    مدّت ها قبل ازرسیدن به انتهایِ تونل، من دیگر نیازی به کمک دوستانم نداشتم.

  • نقب

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tunnel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "tunnel"

اضافه کردن

ترجمه های "tunnel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه