ترجمه "tykk" به فارسی

کلفت, ستبر, چاق بهترین ترجمه های "tykk" به فارسی هستند.

tykk دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • کلفت

    adjective

    Så i 2006, kjøpte jeg meg en tykk vinterfrakk og flyttet til Newcastle.

    اینجوری شد که در سال ٢۰۰٦، یه اورکت کلفت برای خودم خریدم و به نیوکسل رفتم.

  • ستبر

    adjective
  • چاق

    adjective

    Jeg er så tykk.

    من خیلی چاق ام.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tykk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tykk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه