ترجمه "uhell" به فارسی

حادثه, اتفاق, اتفاقی بهترین ترجمه های "uhell" به فارسی هستند.

uhell
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • حادثه

    noun neuter

    Fått selvmord til å se ut som uhell eller mord.

    مثل یه حادثه یا یک قتل جلوه کنه

  • اتفاق

    noun neuter

    Jeg må innrømme at dette faktisk var et uhell.

    اما، باید اعتراف کنم، که اين در کل یک اتفاق بود.

  • اتفاقی

    noun neuter

    Om det var et uhell, ville du bruke en annen konstruksjon.

    اگر این اتفاقی باشد، از ساختار دیگری استفاده میشود.

  • ترجمه های کمتر

    • تصادف
    • تصادف اتومبیل
    • سانحه
    • شیئی
    • عارضه
    • واقعه ناگوار
    • پیشامد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " uhell " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "uhell" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه