ترجمه "vakt" به فارسی

نگهبان, دیدهبان, نگهبانی بهترین ترجمه های "vakt" به فارسی هستند.

vakt
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • نگهبان

    noun

    Oppkalt etter vaktene som sto ved festningens porter.

    اسمشون از روی نگهبانانِ باستانی ای که جلوی دروازه ی دژ ایستادگی کردن ، گذاشته شده.

  • دیدهبان

    noun common
  • نگهبانی

    noun common

    Han ble holdt i varetekt, kanskje lenket til den som holdt vakt over ham.

    او در حبس و احتمالاً به نگهبانی زنجیر شده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • پاس
    • پاسبان
    • پهر
    • کارمند
    • گاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vakt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vakt

Vakt (tidsenhet)

+ اضافه کردن

"Vakt" در فرهنگ لغت نروژی بوک‌مُل - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Vakt در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "vakt" با ترجمه به فارسی

  • ترازو · معنی · مفهوم · میزان · وزن
اضافه کردن

ترجمه های "vakt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه